﻿
1
00:00:25,993 --> 00:00:28,173
‫ارائه ای از رسانه کوچک LiLMedia.TV

2
00:00:31,198 --> 00:00:33,344
‫متاسفانه، شماره ای که با آن تماس گرفته اید
‫در شبکه موجود نمی باشد.

3
00:00:47,681 --> 00:00:48,782
‫لطفا شماره را چک کنید یا
‫دوباره تماس بگیرید.

4
00:00:48,882 --> 00:00:51,251
‫امیلی

5
00:00:51,351 --> 00:00:53,189
‫عزیزم

6
00:00:55,656 --> 00:00:56,857
‫امیلی

7
00:00:57,190 --> 00:00:58,158
‫ما کجاییم؟

8
00:00:58,258 --> 00:00:59,993
‫یه جایی اطراف جاده هیلز.

9
00:01:00,093 --> 00:01:02,095
‫چه اتفاقی افتاده؟

10
00:01:02,195 --> 00:01:03,730
‫نمیدونم.

11
00:01:03,830 --> 00:01:05,202
‫این یک وضعیت اورژانسیه ارسال شده از
‫شهر مونتگومری. لطفا آماده باشید.

12
00:01:06,667 --> 00:01:08,710
‫اوه، یا مسیح

13
00:01:10,837 --> 00:01:12,710
‫تو زخمی شدی.

14
00:01:23,383 --> 00:01:24,651
‫امیلی تو زخمی شدی
‫- من خوبم.

15
00:01:24,751 --> 00:01:26,624
‫باشه...

16
00:01:39,232 --> 00:01:40,911
‫بهم بگو چیکار کنم. باشه؟
‫چطور... چطور این و پانسمان کنم؟

17
00:01:48,875 --> 00:01:50,577
‫تو نمیتونی.

18
00:01:50,811 --> 00:01:52,957
‫دوستت دارم جیم.

19
00:02:11,732 --> 00:02:13,969
‫نه، نه، نه، نه
‫خیلی خب. ما پانسمانت میکنیم باشه؟

20
00:02:35,589 --> 00:02:37,462
‫من تو رو میبرم بیمارستان و
‫همه چیز رو به راه میشه.

21
00:02:38,258 --> 00:02:40,594
‫باشه؟ فقط باید...امیلی، تحمل کن

22
00:02:40,694 --> 00:02:41,662
‫امیلی

23
00:02:41,762 --> 00:02:43,339
‫امیلی بیدار شو!

24
00:02:43,830 --> 00:02:46,306
‫بیدار شو... صبر کن

25
00:02:48,268 --> 00:02:50,414
‫نرو

26
00:03:07,688 --> 00:03:09,595
‫لطفا نرو.

27
00:03:11,558 --> 00:03:13,393
‫لطفا ترکم نکن

28
00:03:13,493 --> 00:03:15,400
‫وضعیت اورژانسی

29
00:03:15,562 --> 00:03:18,198
‫سلام

30
00:03:18,298 --> 00:03:19,433
‫سعی نکنید... به شهر مونتگومری

31
00:03:19,533 --> 00:03:22,636
‫خب، با توجه به شاهدین زنده در
‫مورد گزارش حوادث اخیر

32
00:03:22,736 --> 00:03:24,871
‫هم اکنون در مونتگومری، جایی که
‫حادثه اتفاق افتاده

33
00:03:24,971 --> 00:03:25,939
‫ما داریم تلاش میکنیم تا اطلاعات
‫جدیدی رو بدست بیاریم

34
00:03:26,039 --> 00:03:28,275
‫اما ما دقیقا نمیدونیم داره
‫چه اتفاقی میفته

35
00:03:28,375 --> 00:03:29,977
‫صبح زود امروز، حوالی ساعت 7:30
‫گزارش شد که...

36
00:03:30,077 --> 00:03:31,378
‫که یک انفجار در حوالی شهر
‫مونتگومری رخ داده

37
00:03:31,478 --> 00:03:33,248
‫هم اکنون، ما نمیدونیم این انفجار یک عملیات تروریستی
‫بوده یا اتفاق تصادفی

38
00:03:33,380 --> 00:03:36,550
‫خیلی زوده که بخوایم نتیجه گیری کنیم

39
00:03:36,650 --> 00:03:38,552
‫امیدواریم که بفهمیم چه اتفاقی افتاده،
‫ما یه مصاحبه زنده با گزارشگرمون داریم

40
00:03:38,652 --> 00:03:42,231
‫کسی که برای ما با تلفن ماهواره ای از حوالی شهر
‫مونتگومری گزارش میگیره.

41
00:03:43,990 --> 00:03:45,258
‫بیل، تو اونجایی؟

42
00:03:45,358 --> 00:03:46,866
‫آره امی، ممنون.
‫ما چیز زیادی نمیدونیم در حال حاضر

43
00:03:47,494 --> 00:03:49,264
‫تمام چیزی که ما می تونیم بگیم
‫اینه که ارتش اجازه نمیده که

44
00:03:49,596 --> 00:03:50,797
‫هیچ کس داخل و یا خارج از شهر بشه.
‫کاملا وضعیت وحشتناکه...

45
00:03:52,999 --> 00:03:54,167
‫مقامات نظامی و هلی کوپترها،
‫دارن از هر طرف میان.

46
00:03:54,267 --> 00:03:55,235
‫از هر طرف میان و نمیگن که
‫چه اتفاقی داره میفته...

47
00:03:55,335 --> 00:03:56,536
‫ارتباطات تلفنی به نظر میاد
‫که مختل شده

48
00:03:58,405 --> 00:04:01,074
‫تنها تلفن های بی سیم داخل شهر
‫کار میکنن

49
00:04:01,174 --> 00:04:03,610
‫اونا اعتقاد دارن که این بخشی
‫از تصمیمات ارتش هست.

50
00:04:03,710 --> 00:04:05,078
‫شهر در قرنطینه ست.

51
00:04:05,178 --> 00:04:07,114
‫هم اکنون، ما داریم میشنویم که
‫دود غلیظی دیده میشه.

52
00:04:07,214 --> 00:04:09,082
‫میتونی در موردش به ما بگی؟

53
00:04:09,182 --> 00:04:10,417
‫بله. من الان خارج از

54
00:04:10,517 --> 00:04:12,719
‫قسمت غربی مونتگومری وایسادم
‫و وقتی به قسمت شرقی نگاه میکنم

55
00:04:12,853 --> 00:04:14,930
‫یه ابر بزرگ از دود رو میبینم
‫که از زمین میاد

56
00:04:22,696 --> 00:04:24,569
‫الان میتونم حدس بزنم که...
‫دلیل این همه وحشت چیه

57
00:04:24,765 --> 00:04:26,633
‫من-من متوجه شدم که
‫نیروهای نظامی دارن ماسک میذارن

58
00:04:26,733 --> 00:04:27,701
‫اونها دارن تلاش می کنن که همه خبرنگارها رو
‫جمع آوری کنن و از منطقه بیرون کنن.

59
00:04:27,801 --> 00:04:29,102
‫و کاملا صادقانه...

60
00:04:29,202 --> 00:04:30,437
‫دارم تلاش میکنم تا ...

61
00:04:30,537 --> 00:04:32,439
‫صبر کن، صبر کن یه ثانیه. امی
‫یه اتفاقی داره میفته

62
00:04:32,539 --> 00:04:33,507
‫یه مرد اینجاست که داره سمت ما میاد.
‫- بیل، تو اونجایی؟

63
00:04:33,607 --> 00:04:35,912
‫یک مرد داره قدم زنان به سمت ما میاد. با هیچ...

64
00:04:36,109 --> 00:04:37,583
‫اوه، خدای من

65
00:04:37,778 --> 00:04:39,046
‫یا مسیح

66
00:04:39,146 --> 00:04:41,326
‫اون ها فقط... اون ها به پسری که
‫میخواست رد بشه شلیک کردن

67
00:04:51,558 --> 00:04:54,636
‫اوه، خدای من

68
00:04:55,061 --> 00:04:57,366
‫چه اتفاقی افتاد؟ چی شد؟

69
00:04:57,597 --> 00:05:01,101
‫بیل

70
00:05:03,637 --> 00:05:05,612
‫بیل، با ما صحبت کن. لطفا

71
00:05:05,806 --> 00:05:07,708
‫کسی میتونه به من بگه چه خبر شد؟

72
00:05:07,808 --> 00:05:11,380
‫تعداد زیادی اط هواپیماهای نظامی
‫از فرودگاه شهر کلارک بلند شدند.

73
00:05:11,611 --> 00:05:13,046
‫شهری که در نزدیکی شهر مونتگومری هستش

74
00:05:13,146 --> 00:05:15,482
‫من قسمت جنوبی باند اصلی فرودگاه
‫وایسادم. و من...

75
00:05:15,582 --> 00:05:17,318
‫تمام اطرافم...، همه هواپیماها
‫اطراف من پرواز میکنن.و من دارم میبینم که...

76
00:05:17,517 --> 00:05:20,163
‫هلی کوپترها در همه جهت ها در آسمان
‫اطراف من دارن پرواز میکنن

77
00:05:20,587 --> 00:05:23,890
‫یه دفعه، تعدادی ازون ها با
‫فاصله محو میشن. و...

78
00:05:23,990 --> 00:05:25,158
‫حدس میزنم که خطوط هوایی محدود شدن

79
00:05:25,258 --> 00:05:26,727
‫تعدادشون اونقدر زیاده که من نمیتونم بشمارم.
‫این واقعا شگفت انگیزه

80
00:05:26,827 --> 00:05:28,829
‫هی!

81
00:05:28,929 --> 00:05:30,363
‫سلام

82
00:05:30,463 --> 00:05:32,540
‫کسی اون پشته؟

83
00:05:45,011 --> 00:05:46,815
‫من میدونم یکی اونجاست

84
00:05:58,692 --> 00:06:00,929
‫اسلحه دارم و ترسی هم ندارم که
‫ازش استفاده کنم. یالا بیا بیرون!

85
00:06:09,703 --> 00:06:12,539
‫این آخرین شانسه.
‫یالا بیا بیرون!

86
00:06:12,639 --> 00:06:14,274
‫لعنت!

87
00:06:14,374 --> 00:06:17,577
‫صدای گربه

88
00:06:17,677 --> 00:06:19,220
‫لطفا

89
00:06:45,538 --> 00:06:47,073
‫الو

90
00:06:47,173 --> 00:06:56,316
‫تو همونی که توی انباره؟

91
00:06:56,416 --> 00:06:58,289
‫تو کی هستی؟

92
00:06:59,019 --> 00:07:00,562
‫خدا رو شکر. تمام شماره های توی دفترچه رو گرفتم تا
‫یکی جواب بده.

93
00:07:03,857 --> 00:07:05,798
‫صدای شلیک شنیدم. حالت خوبه؟

94
00:07:08,228 --> 00:07:10,530
‫از کجا میدونی من کجام؟

95
00:07:10,630 --> 00:07:12,104
‫چراغ ها.
‫ما توی انبار پشتی پایین تپه هستیم.

96
00:07:13,733 --> 00:07:15,935
‫توی انباریم.
‫قسمت شمالی.

97
00:07:16,136 --> 00:07:19,039
‫هی.جولی، لامپ ها رو روشن کن

98
00:07:19,139 --> 00:07:20,807
‫میتونی ببینیمون؟

99
00:07:20,907 --> 00:07:22,509
‫آره

100
00:07:22,609 --> 00:07:26,655
‫فکر کنم به کمک احتیاج داری.
‫چند نفر تو گروه شما هستن؟

101
00:07:27,881 --> 00:07:29,924
‫فقط من. تو چی؟

102
00:07:34,454 --> 00:07:37,023
‫ما سه نفریم. این پایین جامون کاملا
‫خوبه

103
00:07:37,123 --> 00:07:38,927
‫تو اولین نفری هستی که
‫تونستیم باهاش ارتباط بگیریم.

104
00:07:39,225 --> 00:07:41,098
‫از وقتی این قضایا شروع شده.

105
00:07:43,163 --> 00:07:44,798
‫ما آب و غذا جمع آوری کردیم
‫برای حداقل یک هفته

106
00:07:44,898 --> 00:07:49,843
‫اوضاع تو چطوره؟

107
00:07:51,404 --> 00:07:53,106
‫خوب نیست.

108
00:07:54,774 --> 00:07:59,445
‫خب، اگر بخوای به ما ملحق شی
‫بهت خوشامد میگیم.

109
00:08:01,081 --> 00:08:02,851
‫میتونی پیاده روی کنی؟

110
00:08:03,283 --> 00:08:05,685
‫فکر کنم رو شانسیم.
‫فکر نکنم اونا تو رو دیدن.

111
00:08:05,785 --> 00:08:08,021
‫من اسکات هستم.
‫کسی که تلفنی باهات حرف زد.

112
00:08:08,121 --> 00:08:10,460
‫تو اسم داری یا باید صدات کنم
‫"پسری که تلفنی باهاش حرف زدم؟"

113
00:08:12,092 --> 00:08:13,794
‫-جیم
‫- خوشبختم جیم

114
00:08:16,463 --> 00:08:19,432
‫- منم خوشبختم
‫-خب، نظرت در مورد یه تور گردشی چیه؟

115
00:08:19,532 --> 00:08:20,533
‫خب، نظرت چیه؟

116
00:08:20,633 --> 00:08:23,313
‫خوبه. نه؟

117
00:08:23,837 --> 00:08:25,338
‫بزرگه.

118
00:08:25,438 --> 00:08:28,008
‫-اسکات
‫- آره، جیم. این همسرمه. جولی

119
00:08:28,108 --> 00:08:29,509
‫خیلی از دیدنت خوشحالم
‫نوشیدنی میخوای؟

120
00:08:29,609 --> 00:08:32,178
‫-آب باشه عالیه
‫- حتما هست

121
00:08:32,278 --> 00:08:36,883
‫خب جیم، تو خونه خودت راحت باش

122
00:08:36,983 --> 00:08:38,351
‫همون طور که میبینی، ما آب و غذا چهارگوشه
‫این جا جمع کردیم.

123
00:08:38,451 --> 00:08:40,420
‫همه چیز هست...

124
00:08:40,520 --> 00:08:44,327
‫قفل های امنیتی از داخل، پس تنها راه
‫ورود و خروج، با کلیده...
125
00:08:44,491 --> 00:08:46,170
‫هیچ پنجره ای نیست. پس ما میتونیم
‫لامپ ها رو هر زمان که بخواهیم روشن نگه داریم.

126
00:08:46,626 --> 00:08:48,094
‫جریان برق هم از ژنراتور اون گوشه میگیریم.

127
00:08:48,194 --> 00:08:50,563
‫چند وقت یبار باید پر بشه.

128
00:08:50,663 --> 00:08:52,865
‫- واو، عالیه
‫-آره. خوش شانسیم

129
00:08:52,966 --> 00:08:56,202
‫اینجا در واقع ملک همسایه م هست.

130
00:08:56,302 --> 00:08:58,004
‫صادقانه بگم، اینجا تنهای جایی بود
‫که فکر کردم میشه رفت.

131
00:08:59,039 --> 00:09:00,473
‫راه پله ها چی؟

132
00:09:00,573 --> 00:09:03,643
‫محل های اصلی. ما بیشتر ذخایرمون رو
‫اینجا نگه میداریم.

133
00:09:03,743 --> 00:09:05,745
‫اگر چیزی اومد داخل

134
00:09:05,845 --> 00:09:07,881
‫میتونیم اینجا پناه بگیریم
‫و مانع اومدنش بشیم.

135
00:09:07,981 --> 00:09:12,687
‫در واقع، تنها راه عبور ازینجا
‫اون دره پایینه.

136
00:09:12,886 --> 00:09:14,588
‫فکر کنم آخرین خط دفاعیه.

137
00:09:16,990 --> 00:09:18,931
‫اون کیه؟

138
00:09:19,726 --> 00:09:22,770
‫اون اگزه.
‫زیاد دوست نداره حرف بزنه.

139
00:09:23,063 --> 00:09:25,243
‫- چه اتفاقی براش افتاده؟
‫- دقیقا نمیدونیم

140
00:09:26,766 --> 00:09:27,901
‫وقتی جولی و من رسیده بودیم اینجا

141
00:09:28,001 --> 00:09:30,103
‫وقتی کنار جاده روی مجرای فاضلاب چمباتمه زده بود
‫پیداش کردیم.

142
00:09:30,203 --> 00:09:32,405
‫اول، ما فکر کردیم یکی ازوناست
‫اما بعدش به حرف اومد.

143
00:09:32,505 --> 00:09:36,949
‫ازش خواستیم که با ما باشه، خب
‫اینطوری شد که اون اینجاست

144
00:09:37,610 --> 00:09:40,814
‫بالاخره باهات گرم میگیره.
‫یکم بهش زمان بده

145
00:09:42,182 --> 00:09:43,249
‫- اسکات؟
‫- بله؟

146
00:09:43,349 --> 00:09:45,418
‫از جیم بپرس که گرسنشه؟ فکر کنم
‫بی ادبیه که بهش غذا تعارف نکردیم.

147
00:09:45,518 --> 00:09:48,755
‫باشه. عزیزم

148
00:09:48,855 --> 00:09:50,830
‫گرسنته؟

149
00:09:56,362 --> 00:09:57,836
‫ببخشید

150
00:09:58,565 --> 00:10:01,534
‫مشکلی نیست. ما غذا این اطراف انبار کردیم.
‫نگرانش نباش.

151
00:10:01,634 --> 00:10:06,112
‫جولی لباست رو برات تمیز میکنه.
‫فکر کنم اون بهترین کسیه اینجا این کارو میکنه.

152
00:10:07,640 --> 00:10:08,910
‫ممنون.

153
00:10:10,443 --> 00:10:11,781
‫خب، امیدوارم این رختخواب به اندازه
‫کافی برات راحت باشه

154
00:10:14,380 --> 00:10:16,683
‫و متاسفم اگر ملحفه ها
‫یکم بو میدن.

155
00:10:16,783 --> 00:10:18,621
‫بهتر از این نمیشد
‫این اطراف پیدا کرد.

156
00:10:19,419 --> 00:10:21,621
‫خیلی هم خوبه.

157
00:10:21,721 --> 00:10:23,457
‫فکر کن کمپ تابستونیه.

158
00:10:24,624 --> 00:10:26,693
‫با این تفاوت که،
‫نمیتونی بری بیرون و بازی کنی.

159
00:10:26,793 --> 00:10:29,129
‫- یکم بخواب. فردا حرف میزنیم.
‫- باشه

160
00:10:29,229 --> 00:10:32,332
‫سلام

161
00:10:32,432 --> 00:10:36,045
‫آره آره، من یادم میاد که واقعا، اما،
‫ما واقعی هستیم

162
00:10:36,736 --> 00:10:39,472
‫ساعت 6:30 بیداریم. و میخوایم
‫موزیک عالی براتون پخش کنیم.

163
00:10:39,572 --> 00:10:42,548
‫

164
00:10:42,775 --> 00:10:47,219
‫خوش تیپ کردی.

165
00:10:48,748 --> 00:10:51,861
‫تو چرا بیدار شدی؟

166
00:10:52,418 --> 00:10:54,320
‫یه چیزی برات خریدم نتونستم
‫صبر کنم.

167
00:10:54,420 --> 00:10:56,896
‫این وقت سال؟

168
00:10:58,258 --> 00:10:59,492
‫من فکر کنم صحبت کردیم که پولمون
‫رو برای انتقالی ذخیره کنیم.

169
00:10:59,592 --> 00:11:04,673
‫گرون نیست. لطفا

170
00:11:04,964 --> 00:11:08,501
‫باشه. اما عجله کن. داره دیرم میشه

171
00:11:08,601 --> 00:11:11,371
‫چیه؟

172
00:11:11,471 --> 00:11:12,911
‫خدای من، این و از کجا پیدا کردی؟

173
00:11:13,673 --> 00:11:16,342
‫جلوی مغازه جان توقف کردم تا یه سلامی بکنم.
‫و این و توی قفسه دیدم.

174
00:11:16,442 --> 00:11:19,316
‫میدونستم باید داشته باشیش.

175
00:11:19,445 --> 00:11:22,319
‫این دقیقا همون چیزیه که من تو بچگی میخواستم

176
00:11:22,782 --> 00:11:25,785
‫میدونستم عاشقش میشی.

177
00:11:25,885 --> 00:11:29,157
‫و نگران نباش که تو هیچ چیزی
‫برام نگرفتی

178
00:11:30,957 --> 00:11:33,626
‫مهم نیست. این فقط
‫یه چیزی واسه روز تولدت بود.

179
00:11:33,726 --> 00:11:36,896
‫من برات یه چیزی گرفتم.
‫- یادت نرفته بود؟

180
00:11:36,996 --> 00:11:39,966
‫دو سال سخته که فراموش کنی. امف
‫- باشه، کجاست؟

181
00:11:40,066 --> 00:11:41,201
‫- امشب
‫- بیخیال. لطفا

182
00:11:41,301 --> 00:11:44,370
‫چیه... تو فقط میخوای بدونی
‫کجاست؟ بازش نکن. فقط ببین

183
00:11:44,470 --> 00:11:46,739
‫قول میدم.

184
00:11:46,839 --> 00:11:49,275
‫باشه. کمد دراور بالا.

185
00:11:49,375 --> 00:11:52,749
‫خیلی وقت بود منتظر بودم
‫بهت بدمش.

186
00:11:55,315 --> 00:11:56,950
‫به نظرم میاد از روز اول که دیدمت
‫منتظر موندم.

187
00:11:57,050 --> 00:11:59,355
‫فهمیدی چیه...
‫چه زمانی بهتر از امروز

188
00:11:59,919 --> 00:12:02,422
‫سالگردمون مبارک.

189
00:12:02,522 --> 00:12:04,724
‫میتونم بازش کنم؟

190
00:12:04,824 --> 00:12:06,226
‫امشب

191
00:12:06,326 --> 00:12:09,095
‫میتونم حداقل جوابت رو بدم؟

192
00:12:09,195 --> 00:12:12,599
‫نه.

193
00:12:12,699 --> 00:12:15,802
‫من باید...

194
00:12:15,902 --> 00:12:18,171
‫خب، مثل اینکه
‫باید هر دومون بریم سرکار امروز.

195
00:12:18,271 --> 00:12:21,574
‫امروز روز تعطیلیت نیست؟

196
00:12:21,674 --> 00:12:23,820
‫آره، خب، تصادفا نه.
‫روز تعطیلیم نیست.

197
00:12:24,611 --> 00:12:26,620
‫هی، میدونی چیکار میتونی بکنی؟

198
00:12:27,046 --> 00:12:29,149
‫- میتونی تخت رو مرتب کنی.
‫- چی؟

199
00:12:29,249 --> 00:12:31,818
‫نمیتونم...
‫- بله

200
00:12:31,918 --> 00:12:34,654
‫نمیدونی مگه ؟
‫من دارم میرم. پس نمیتونم...

201
00:12:34,754 --> 00:12:36,422
‫- باشه. بسیار خب. دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم

202
00:12:36,522 --> 00:12:38,591
‫متاسفم

203
00:12:38,691 --> 00:12:40,927
‫نمیخواستم بترسونمت.

204
00:12:41,027 --> 00:12:42,295
‫میخوای تنها باشی؟ میتونم...
‫- نه

205
00:12:42,395 --> 00:12:44,197
‫اشکالی نداره.

206
00:12:44,297 --> 00:12:45,865
‫با نوشیدنی چطوری؟

207
00:12:45,965 --> 00:12:47,300
‫- ممنون
‫- آره

208
00:12:47,400 --> 00:12:50,603
‫آره، تا حالا هفت تا این اطراف شمردیم.

209
00:12:50,703 --> 00:12:52,672
‫اطراف ساختمونن.

210
00:12:52,772 --> 00:12:54,274
‫بعضیاشون نزدیکتر از بقیه هستن.
‫و انگار روز به روز بیشتر میشن.

211
00:12:54,374 --> 00:12:59,648
‫دیوانه کنندست که فکر میکنم اونا
‫کسایی بودن که میشناختمشون.

212
00:13:00,046 --> 00:13:02,615
‫چرا ما مثل اونا نیستیم؟

213
00:13:02,715 --> 00:13:03,816
‫من و جولی خیلی این سوال
‫رو از خودمون پرسیدیم.

214
00:13:03,916 --> 00:13:06,486
‫هیچ کدوم از ما نتونستیم یه جواب منطقی
‫پیدا کنیم.

215
00:13:06,586 --> 00:13:08,959
‫خب، داستان تو چیه؟
‫چطور سر از اینجا در آوردی؟

216
00:13:09,389 --> 00:13:10,390
‫وقتی صدای آژیر رو شنیدم به
‫سمت خونه رابرت بنینگسون رفتم.

217
00:13:10,490 --> 00:13:14,029
‫همسایه م اون طرف خیابون.

218
00:13:15,728 --> 00:13:16,963
‫در شکسته شده بود وقتی رسیدم اونجا.

219
00:13:17,063 --> 00:13:19,971
‫یه چیزی اونجا درست نبود.

220
00:13:20,233 --> 00:13:21,935
‫من و اون و همسرش خیلی بهم نزدیک بودیم
‫و من فقط...

221
00:13:22,302 --> 00:13:25,038
‫وقتی در زدم و اونا جواب ندادن
‫رفتم داخل خونه.

222
00:13:25,138 --> 00:13:27,473
‫وقتی رسیدم داخل.
‫یه صدایی از اتاق پشتی شنیدم.

223
00:13:27,573 --> 00:13:30,151
‫صدایی که تا حالا مثل اون نشنیده بودم

224
00:13:31,411 --> 00:13:33,989
‫حس کنجکاوی سراغم اومد پس...

225
00:13:34,814 --> 00:13:36,683
‫رفتم که ببینم چی اونجاست

226
00:13:36,783 --> 00:13:38,985
‫در و باز کردم

227
00:13:39,085 --> 00:13:40,887
‫و اون رابرت بود.

228
00:13:40,987 --> 00:13:42,894
‫و چیزی که بعدش دیدم...

229
00:13:43,790 --> 00:13:45,325
‫هرگز فراموش نمیکنم.

230
00:13:45,425 --> 00:13:46,826
‫به هر حال، من میدونم صاحب اینجا
‫اونه. پس کلیدا رو برداشتم و ...

231
00:13:46,926 --> 00:13:49,970
‫اینجاییم.

232
00:13:50,263 --> 00:13:51,698
‫نمیخوام بیدار نگهت دارم. باید بخوابی.

233
00:13:51,798 --> 00:13:53,233
‫تو چی دیدی؟

234
00:13:53,333 --> 00:13:56,502
‫اون و وقتی پیدا کردی داشت چیکار میکرد؟

235
00:13:56,602 --> 00:13:57,906
‫زنش رو میخورد.

236
00:13:59,972 --> 00:14:01,674
‫- جیم، چیزی پیدا کردی؟
‫- آره، کلی غذا

237
00:14:01,774 --> 00:14:04,010
‫- خدا
‫- این و ببین

238
00:14:04,110 --> 00:14:07,513
‫جواب تمام مشکلاتمون

239
00:14:07,613 --> 00:14:09,182
‫این وسایلا مدتی اینجا بودن.

240
00:14:09,282 --> 00:14:11,217
‫- چیز دیگه ای تو این اتاق ها پیدا کردی؟
‫- آره. این و ببین

241
00:14:11,317 --> 00:14:12,852
‫این و تو یکی از این قفسه ها پیدا کردم.
‫شاید اگر بتونیم شارژ بهش بدیم

242
00:14:12,952 --> 00:14:15,121
‫بتونیم با کانال های رادیویی خارج
‫از اینجا ارتباط بگیریم.

243
00:14:15,221 --> 00:14:18,091
‫خبر خوبیه .مرد.

244
00:14:18,191 --> 00:14:20,393
‫- خب، تو گرسنت نیست؟
‫- اسکات، من همیشه گرسنمه

245
00:14:20,493 --> 00:14:24,505
‫بسیار خب، به جولی میگم یه چیزی
‫بیاره برامون.

246
00:14:26,799 --> 00:14:29,741
‫سوپ میوای یا کباب؟

247
00:14:36,209 --> 00:14:39,612
‫هر چی خودت خوردی میخورم.
‫- کباب

248
00:14:39,712 --> 00:14:42,620
‫به چی گوش میکنی؟

249
00:14:43,216 --> 00:14:45,953
‫نوار؟

250
00:14:47,820 --> 00:14:49,055
‫- ما خودمون رو معرفی نکردیم. من جیم هستم
‫- من شبیه کسی هستم که بهت رو داده؟

251
00:14:49,155 --> 00:14:50,923
‫ببخشید

252
00:14:51,023 --> 00:14:55,933
‫فقط خواستم یه چیزی گفته باشم

253
00:14:56,763 --> 00:15:00,740
‫سعی کردم دوستانه باشه

254
00:15:00,867 --> 00:15:02,735
‫خب، آره، سعی کردی
‫حالا، میشه تنهام بذاری؟

255
00:15:02,835 --> 00:15:06,773
‫باشه

256
00:15:06,873 --> 00:15:08,107
‫این و از کجا گرفتی؟

257
00:15:08,207 --> 00:15:11,877
‫- پیدا کردم
‫- خب کجا پیداش کردی؟

258
00:15:12,178 --> 00:15:14,747
‫تو یه اتاق دیگه

259
00:15:14,847 --> 00:15:15,915
‫تو یه کیف بزرگ قرمز بود؟

260
00:15:16,015 --> 00:15:17,784
‫ببین، اونا شکلات های من هستن

261
00:15:17,884 --> 00:15:20,153
‫یه چیز دیگه بردار، تا وقتی خوابی کیرت و ببرم.
‫فهمیدی؟

262
00:15:20,253 --> 00:15:21,754
‫در یک کنفرانس خبری امروز صبح

263
00:15:21,854 --> 00:15:24,933
‫مقامات نظامی اذعان کردن که
‫یک

264
00:15:26,359 --> 00:15:28,630
‫اثرات این فاجعه به نظر می رسد
‫از عامل هوایی باشد.

265
00:15:29,695 --> 00:15:33,099
‫ماده شیمیایی یا ویروسی،
‫به احتمال زیاد یکی از آنها مهندسی شده بوده

266
00:15:33,199 --> 00:15:37,203
‫دانشمندان تعیین کردند که عاملی که
‫بیشترین احمتال را دارد پخش شده است.

267
00:15:37,303 --> 00:15:38,705
‫در انفجاری که
‫در قسمت غربی شهر رخ داده است.

268
00:15:38,805 --> 00:15:41,815
‫چند روز پیش.

269
00:15:42,041 --> 00:15:45,255
‫حالا، سوالی که برای همه پیش اومده اینه:
‫چه چیزی عامل انفجار بوده؟

270
00:15:45,478 --> 00:15:46,546
‫امکان دارد کارخانه مواد شیمیایی بوده.

271
00:15:46,646 --> 00:15:49,315
‫من نمیتونم فکر کنم که هیچ چیز
‫دیگه ای بتونه پشت این قضیه باشه.

272
00:15:49,415 --> 00:15:51,651
‫- در مورد اونجا چی میگی؟
‫- تلویزیون گفت که انفجار اونجا بوده

273
00:15:51,751 --> 00:15:53,453
‫- آره. خب؟
‫- خب، اون سیاهی که ما تونستیم ببینیم...

274
00:15:53,553 --> 00:15:56,029
‫اون مسیر شهر رسدا بود
‫درسته؟

275
00:15:58,391 --> 00:15:59,359
‫آره

276
00:15:59,459 --> 00:16:00,660
‫اتفاق فقط اون طرف شهر افتاد چون

277
00:16:00,760 --> 00:16:02,829
‫خانه یکی از بزرگترین کارخانه های
‫سلاح شیمیایی در کشوره.

278
00:16:02,929 --> 00:16:04,831
‫یا مسیح

279
00:16:04,931 --> 00:16:06,466
‫احتمالا برای عوامل عصبی و چیزای دیگه
‫استفاده میشه. نه؟

280
00:16:06,566 --> 00:16:08,901
‫آره، عوامل عصبی، سلاح های شیمیایی

281
00:16:09,001 --> 00:16:10,670
‫اونها تو دهه 80 متوقف کردن.
‫تمام مواد شیمیایی رو تو مخزن های بزرگ ریختن.

282
00:16:10,770 --> 00:16:13,306
‫- گفتن ناپایداره یا همچین چیزی.
‫- پس به اندازه کافی متوقفش نکردن.

283
00:16:13,406 --> 00:16:15,475
‫اره

284
00:16:15,575 --> 00:16:17,043
‫یکی گرفتم.

285
00:16:17,143 --> 00:16:19,479
‫- کجا؟
‫- قسمت جنوبی قلعه آب

286
00:16:19,579 --> 00:16:21,814
‫- از کجا میان؟
‫- نمیدونم

287
00:16:21,914 --> 00:16:23,716
‫تا زمانی که اونا اون بیرون هستن
‫من همه حواسم اونجاست

288
00:16:23,816 --> 00:16:25,885
‫همه کاری که میتونم انجام بدم
‫بیرون نگه داشتن اوناست. فعلا

289
00:16:25,985 --> 00:16:27,320
‫- تعدادشون چندتاست؟
‫- یازده، به جز قسمت جنوبی

290
00:16:27,420 --> 00:16:29,322
‫- اسکات، عزیزم؟
‫- بله؟

291
00:16:29,422 --> 00:16:34,037
‫میری آب بیشتری بیاری؟
‫داریم کم میاریم

292
00:16:34,494 --> 00:16:36,298
‫- حتما عزیزم
‫- مرسی

293
00:16:44,604 --> 00:16:46,078
‫حتی قیامت هم بشه من و دنبال یه کاری میفرسته

294
00:16:47,507 --> 00:16:49,175
‫اما چیزی که بهش توجه نکردی
‫چگونگی وضعیت بود

295
00:16:49,275 --> 00:16:51,511
‫ما تماس های تلفنی زیادی از
‫مردم اطراف کشور گرفتیم

296
00:16:51,611 --> 00:16:53,222
‫که سوال کردن، اگر ما، رسانه ها،
‫میدونستیم که چی داره پیش میاد...

297
00:16:57,116 --> 00:16:58,989
‫من دیگه شکلات ها تو برنداشتم

298
00:17:02,321 --> 00:17:04,057
‫- نه، مرد، نتونستم بخوابم
‫- به جمع ملحق شو

299
00:17:05,324 --> 00:17:08,334
‫اون چیه؟

300
00:17:09,962 --> 00:17:12,698
‫هیچی

301
00:17:12,798 --> 00:17:13,933
‫-میخوای بشینی؟
‫- کنار تو؟

302
00:17:14,033 --> 00:17:15,701
‫نه

303
00:17:15,801 --> 00:17:17,270
‫باشه

304
00:17:17,370 --> 00:17:19,243
‫من الکسم. بیشتر منو اکس صدا میزنن

305
00:17:19,839 --> 00:17:21,541
‫آل- اکس
‫-اوه

306
00:17:21,641 --> 00:17:23,476
‫اون کیه؟

307
00:17:23,576 --> 00:17:26,712
‫اسمش امیلی بود

308
00:17:26,812 --> 00:17:28,286
‫میتونم ببینم؟

309
00:17:30,149 --> 00:17:32,385
‫خوشگله. چه اتفاقی براش افتاد؟

310
00:17:32,485 --> 00:17:34,596
‫نمیخوام واقعا در موردش حرف بزنم.

311
00:17:38,090 --> 00:17:41,100
‫خب، برای تو چه اتفاقی افتاد؟
‫داستان تو چیه؟

312
00:17:42,995 --> 00:17:45,064
‫پیچیده ست

313
00:17:45,164 --> 00:17:48,607
‫پیچیده ست
‫یا نمیخوای در موردش حرف بزنی؟

314
00:17:49,835 --> 00:17:51,804
‫پیچیده ست
‫و نمیخوام در موردش حرف بزنم.

315
00:17:51,904 --> 00:17:53,473
‫باشه

316
00:17:53,573 --> 00:17:54,807
‫من...

317
00:17:54,907 --> 00:17:56,476
‫همراه پدر مادرم یکسال
‫پیش اومدیم اینجا.

318
00:17:56,576 --> 00:17:59,484
‫زندگی توی شهر دقیقا
‫جواب گو نبود.

319
00:18:00,446 --> 00:18:02,057
‫من، نمیتونستم کار پیدا کنم.
‫دوستی نداشتم. پول نداشتم.

320
00:18:02,348 --> 00:18:04,425
‫و
‫پدر مادرم به اتاق قدیمی من برگشتن

321
00:18:05,017 --> 00:18:09,233
‫تا وقتی من بتونم رو پای خودم وایسم اما...

322
00:18:09,555 --> 00:18:11,958
‫خیلی طول نکشید.

323
00:18:12,058 --> 00:18:14,397
‫من یک شب اومدم خونه

324
00:18:15,361 --> 00:18:18,337
‫و اونا تحقیرم کردن و گفتن که
‫رفتار من و نمیپسندن.

325
00:18:18,798 --> 00:18:20,739
‫من زدم بیرون و
‫باهاشون حرف نزدم

326
00:18:20,900 --> 00:18:23,239
‫و حالا حتی نمیتونم بهشون بگم که متاسفم

327
00:18:24,136 --> 00:18:25,505
‫نمیتونم حتی بهشون بگم
‫که من واقعا دوسشون دارم.

328
00:18:25,605 --> 00:18:27,307
‫من یه دختر وحشتناک بودم.

329
00:18:29,275 --> 00:18:31,352
‫هی، هی، چیزی نیست.
‫چیزی نیست. چیزی نیست، چیزی نیست

330
00:18:34,213 --> 00:18:35,681
‫- متاسفم
‫- چیزی نیست

331
00:18:35,781 --> 00:18:36,982
‫علاوه بر اون، تو تنها کسی نیستی
‫که احساس میکنه هیچ دوستی نداره

332
00:18:38,751 --> 00:18:40,089
‫ممکنه یکم بهت شوک وارد بشه

333
00:18:42,655 --> 00:18:44,698
‫امیلی تنها دوستی بود که من داشتم.

334
00:18:48,394 --> 00:18:49,962
‫فقط یه هفته پیش.
‫من فهمیدم که تمام زندگیمه

335
00:18:50,062 --> 00:18:51,964
‫من از اون دختر که عاشقش
‫بودم درخواست ازدواج کردم.

336
00:18:52,064 --> 00:18:54,667
‫خارج از این شهر

337
00:18:54,767 --> 00:18:57,570
‫شروع یک کار جدید

338
00:18:57,670 --> 00:18:58,804
‫و دوست پیدا کردن. میدونی؟

339
00:18:58,904 --> 00:19:00,447
‫در عوض، من...

340
00:19:01,807 --> 00:19:03,309
‫قایم کردم

341
00:19:03,409 --> 00:19:05,978
‫زندگیم رو، توی یه انبار

342
00:19:06,078 --> 00:19:07,413
‫و تنها دوستی که داشتم رو از دست دادم.

343
00:19:07,513 --> 00:19:09,148
‫شاید ما بتونیم دوست هم باشیم.

344
00:19:09,248 --> 00:19:11,183
‫من که راضیم.

345
00:19:11,283 --> 00:19:14,123
‫از در پشتی اومد.

346
00:19:16,589 --> 00:19:18,324
‫جیم...جیم...

347
00:19:18,424 --> 00:19:20,493
‫- ما باید چیکار کنیم؟
‫- از پله ها برو بالا و در و قفل کن.

348
00:19:20,593 --> 00:19:22,033
‫در و به هیچ عنوان باز نمیکنی مگه اینکه
‫صدای ما رو بشنوی.

349
00:19:22,294 --> 00:19:25,164
‫- فهمیدی؟
‫- آره

350
00:19:25,264 --> 00:19:26,666
‫حالا برو

351
00:19:26,766 --> 00:19:29,669
‫خب، نظرت چیه؟

352
00:19:29,769 --> 00:19:31,504
‫همینجا بمون

353
00:19:31,604 --> 00:19:33,005
‫چی میبینی؟

354
00:19:33,105 --> 00:19:35,841
‫هیچ کس و نمیبینم.

355
00:19:35,941 --> 00:19:38,044
‫بذار من بیام داخل.

356
00:19:38,144 --> 00:19:41,723
‫اسمت چیه؟
‫از کجا اومدی؟

357
00:19:42,448 --> 00:19:44,491
‫دنبال دخترم میگردم.
‫شما دیدینش؟

358
00:19:45,451 --> 00:19:47,853
‫- نه
‫- بذار بیام داخل. نیاز دارم بیام تو.

359
00:19:47,953 --> 00:19:50,895
‫نظرت چیه؟ باید بهش اجازه بدیم؟

360
00:19:51,323 --> 00:19:53,525
‫ما باید بهش اجازه بدیم

361
00:19:53,793 --> 00:19:57,338
‫تو از کجا اومدی؟
‫هیچ کدوم از اون چیزا رو دیدی؟

362
00:19:58,464 --> 00:20:00,733
‫از شهر میام. من تونستم اونا رو
‫پشت سر بذارم و بیام. لطفا بذار بیام تو.

363
00:20:00,833 --> 00:20:04,036
‫- یه چیزی درست نیست. مشکوکه
‫- اگه تو اون بیرون بودی همین و میخواستی؟

364
00:20:04,136 --> 00:20:06,405
‫- چراغ قوه رو بده بهم.
‫- چی؟

365
00:20:06,505 --> 00:20:08,685
‫بدش به من

366
00:20:08,974 --> 00:20:10,619
‫چشمات

367
00:20:11,544 --> 00:20:13,212
‫لطفا بذارین بیام تو.

368
00:20:13,312 --> 00:20:15,214
‫از اینجا برو بیرون یا شلیک میکنیم
‫- بذار بیام تو!

369
00:20:15,314 --> 00:20:16,983
‫- بزنش، جیم
‫- از اینجا برو بیرون. همین حالا

370
00:20:17,083 --> 00:20:18,718
‫- بذار بیام تو
‫- بزنش. جیم . بزنش

371
00:20:18,818 --> 00:20:21,554
‫تقریبا در ساعت 6:30 امروز صبح

372
00:20:21,654 --> 00:20:23,322
‫یک گردان کوچیک از دریانوردان که
‫در یک ماموریت نجات مستقر بودند

373
00:20:23,422 --> 00:20:25,257
‫در قسمت حوالی غرب شهر مونتگومری

374
00:20:25,357 --> 00:20:27,036
‫اعتقاد دارن که این پروسه
‫کند پیش خواهد رفت

375
00:20:28,260 --> 00:20:29,729
‫اما تعیین کردند که
‫هر کسی که بازمانده رو پیدا میکنن

376
00:20:29,829 --> 00:20:32,098
‫هی

377
00:20:32,198 --> 00:20:33,706
‫سلام

378
00:20:34,567 --> 00:20:35,871
‫تلویزیون میگه اونا یه تیم جستجو فرستادن. من
‫نمیدونم فایده ای برای ما داره اما...

379
00:20:37,703 --> 00:20:38,904
‫- خبر خوبیه
‫- آره

380
00:20:39,004 --> 00:20:41,674
‫ببین، من فقط میوام بگم ممنون،
‫بخاطر دیشب

381
00:20:41,774 --> 00:20:44,614
‫بخاطر دلداری دادنت

382
00:20:48,347 --> 00:20:51,017
‫مردم دقیقا به مشکلاتم
‫گوش نمیدن. پس ممنونم

383
00:20:51,117 --> 00:20:54,127
‫- خواهش میکنم
‫- باحاله

384
00:20:55,588 --> 00:20:58,491
‫ما داریم تعداد بیشتر و بیشتری از
‫اذوقه رو میبینیم که از آسمون میفتن

385
00:20:58,591 --> 00:20:59,992
‫سراسر شهر مونتگومری،
‫حالا، هر یک از آذوقه ها

386
00:21:00,092 --> 00:21:03,068
‫پر از مواد غذاییه. آب و
‫مواد مورد نیاز...

387
00:21:06,031 --> 00:21:07,366
‫رپتور، صدای من و داری؟

388
00:21:07,466 --> 00:21:09,969
‫رپتور، میشنوی؟

389
00:21:10,069 --> 00:21:11,837
‫موقعیت 257.

390
00:21:11,937 --> 00:21:13,172
‫شکلاتام تموم شد.

391
00:21:13,272 --> 00:21:16,008
‫حالت خوبه؟

392
00:21:16,108 --> 00:21:17,510
‫آره، من فقط یکم
‫بهم ریخته م. همین.

393
00:21:17,610 --> 00:21:20,586
‫جیم، جیم، بیا این پایین

394
00:21:20,713 --> 00:21:22,620
‫چی شده؟

395
00:21:23,449 --> 00:21:24,817
‫- این شروع کرده
‫- 27259...

396
00:21:24,917 --> 00:21:28,287
‫دریافت شد.

397
00:21:28,387 --> 00:21:30,191
‫اینجا - اینجا چیزی نبود و بعدش...
‫صداها

398
00:21:30,556 --> 00:21:31,624
‫هیچ کس رپتور رو رویت کرده؟

399
00:21:31,724 --> 00:21:32,825
‫آره، ما- ما در واقعا
‫توی مسیریم الان.

400
00:21:32,925 --> 00:21:34,326
‫موقعیت فعلیتون چیه؟

401
00:21:34,426 --> 00:21:35,866
‫این چیه؟
‫- موقعیت 270، تمام.

402
00:21:36,095 --> 00:21:38,631
‫دریافت شد، موقعیت 270.
‫- خاموشش کن

403
00:21:38,731 --> 00:21:40,433
‫- چی؟
‫- گفتم خاموشش کن

404
00:21:41,100 --> 00:21:44,136
‫چرا همچین کاری کردی؟

405
00:21:44,236 --> 00:21:45,638
‫- اون چیه؟
‫- هلیکوپترها، ما میریم خونه.

406
00:21:45,738 --> 00:21:47,139
‫میتونم ببینمشون.

407
00:21:47,239 --> 00:21:50,076
‫خیلی دورن
‫نمیتونن علامت رو ببینن

408
00:21:50,176 --> 00:21:53,479
‫این دیگه چه کوفتیه

409
00:21:53,579 --> 00:21:56,816
‫اسکات. اسکات. نه

410
00:21:56,916 --> 00:21:58,884
‫اسکات اسکات نه

411
00:21:58,984 --> 00:22:00,820
‫هی

412
00:22:00,920 --> 00:22:02,655
‫هی هی، این پایین

413
00:22:02,755 --> 00:22:05,991
‫اسکات. برگرد داخل

414
00:22:06,091 --> 00:22:07,660
‫هی هی... این پایین

415
00:22:07,760 --> 00:22:09,228
‫اسکات

416
00:22:09,328 --> 00:22:11,163
‫لعنتی

417
00:22:11,263 --> 00:22:13,566
‫تو اون بیرون چه فکری کردی؟

418
00:22:13,666 --> 00:22:16,235
‫تو هلی کوپترها رو دیدی.
‫داشتم سعی میکردم...

419
00:22:16,335 --> 00:22:17,703
‫نمیدونم چه غلطی میخواستی بکنی اسکات.
‫ما رو تو خطر انداختی

420
00:22:17,803 --> 00:22:19,983
‫از وقتی اینجا بودیم احتمالا چیزای
‫مثل این رو دیدیم توجه نکن

421
00:22:20,206 --> 00:22:21,885
‫هی... کی به تو مسئولیت داده؟

422
00:22:22,341 --> 00:22:23,409
‫یادت باشه این ما بودیم که تو رو
‫اینجا دعوت کردیم

423
00:22:23,509 --> 00:22:25,244
‫ما کارامون و بدون تو هم خوب انجام میدادیم.

424
00:22:25,344 --> 00:22:27,513
‫ما بهت آب دادیم. غذا

425
00:22:27,613 --> 00:22:28,681
‫- من هر کاری بخوام میکنم
‫- اکز

426
00:22:28,781 --> 00:22:30,182
‫من داشتم سعی میکردم از اینجا خلاص بشیم.

427
00:22:30,282 --> 00:22:31,751
‫هی، بچه ها
‫اگز یه چیزیش شده

428
00:22:31,851 --> 00:22:35,187
‫اون چش شده؟

429
00:22:35,287 --> 00:22:36,722
‫- چش شده؟
‫- نمیدونم

430
00:22:36,822 --> 00:22:38,357
‫- خدا لعنتت کنه. ازش دور شو
‫- اون و از من دور کن

431
00:22:38,457 --> 00:22:42,161
‫تکون نمیخوره. بچه ها

432
00:22:43,162 --> 00:22:44,363
‫الکس... الکس

433
00:22:44,463 --> 00:22:46,365
‫مرده؟

434
00:22:46,465 --> 00:22:48,300
‫- اون تو شوکه
‫- راهش چیه. دکتر؟

435
00:22:48,400 --> 00:22:50,970
‫- مریضه؟
‫- نه

436
00:22:51,070 --> 00:22:52,805
‫خب. پس چیه؟

437
00:22:52,905 --> 00:22:55,207
‫- چطوره؟
‫- خوب نیست. به زوریه کلمه حرف زد.

438
00:22:55,307 --> 00:22:57,143
‫خب. ما باید چیکار کنیم جیم؟

439
00:22:57,243 --> 00:23:00,014
‫نمیدونم. نمیدونم تا کی اینجاییم تا
‫کمک از راه برسه؟

440
00:23:00,479 --> 00:23:02,047
‫میتونه هفته ها باشه

441
00:23:02,147 --> 00:23:03,449
‫خب. من میدونم اما این کمکی به
‫اوضاع ما نمیکنه.

442
00:23:03,549 --> 00:23:06,485
‫- پس. من میرم یکی رو میارم
‫- دیوونگیه

443
00:23:06,585 --> 00:23:08,765
‫نزدیکترین داروخونه اون سر
‫شهره.

444
00:23:08,988 --> 00:23:10,422
‫من میرم و دارو گیر میارم.
‫برمیگردم. غروب بر میگردم

445
00:23:10,522 --> 00:23:11,723
‫نمیتونی همچین کاری بکنی

446
00:23:14,360 --> 00:23:17,496
‫آذوقه ها چی؟

447
00:23:17,596 --> 00:23:19,465
‫چی؟

448
00:23:19,565 --> 00:23:21,400
‫آذوقه ها
‫تلویزیون گفت دارو توی اونا گذاشتن.

449
00:23:21,500 --> 00:23:22,974
‫مطمعنا انسولین هم توشه. نه؟

450
00:23:28,274 --> 00:23:31,644
‫در مورد چی حرف میزنه؟

451
00:23:31,744 --> 00:23:34,151
‫کدوم آذوقه؟

452
00:23:36,048 --> 00:23:38,918
‫قبل از اینکه لامپی که توی انبار
‫روشن کردی رو ببینیم

453
00:23:39,018 --> 00:23:39,952
‫هواپیماها رو دیدیم که همه جا بودن. آذوقه ها
‫که متصل به چتر نجات بود رو همه جا میریختن

454
00:23:40,052 --> 00:23:42,588
‫فکر کردیم اونا فقط مواد غذایی یا همچین چیزاییه.
‫اما واقعا اهمیت ندادیم

455
00:23:42,688 --> 00:23:45,090
‫- اون واقعا خیلی از ما دور بود
‫- کجا انداختن؟

456
00:23:45,190 --> 00:23:49,270
‫قسمت جنوب غربی ما،
‫سراسر این منطقه

457
00:23:50,129 --> 00:23:52,431
‫بیشتر از یک مایل نیست

458
00:23:52,531 --> 00:23:55,769
‫خودشه

459
00:23:56,769 --> 00:24:01,307
‫جیم، این خودکشیه. ما نمیتونیم از اونا رد بشیم

460
00:24:01,407 --> 00:24:04,343
‫- خب من تنها میرم
‫- جیم

461
00:24:04,443 --> 00:24:08,314
‫ببین، من چیزی که میخوام رو بدست میارم
‫و برمیگردم

462
00:24:08,414 --> 00:24:11,483
‫من نمیتونم اینجا بشینم و
‫مردنش و ببینم

463
00:24:11,583 --> 00:24:13,118
‫من نیاز دارم مسیر و تمیز کنم

464
00:24:13,218 --> 00:24:15,888
‫فکر میکنی بتونی روبراه کنی؟

465
00:24:15,988 --> 00:24:17,122
‫میتونم کاری که میخوام برو بکنم. اما یکبار
‫تو میتونی بگذری. تو خودت تنهایی

466
00:24:17,222 --> 00:24:18,958
‫فقط یادت باشه، اگر تو دردسر افتادی با اون
‫موجودات. فرار نکن

467
00:24:19,058 --> 00:24:21,060
‫این بیشتر توجهشون رو جلب میکنه

468
00:24:21,160 --> 00:24:23,966
‫ممنون که بهم یادآوری کردی

469
00:24:24,296 --> 00:24:26,365
‫حالا، تو فقط حدود 40 دقیقه طلوع خورشید
‫را داری.

470
00:24:26,465 --> 00:24:28,500
‫پس بهت پیشنهاد میکنم هر چی نیاز داری
‫برداری و سریع برگردی

471
00:24:28,600 --> 00:24:31,370
‫- باشه. نصحیت دیگه ای؟
‫- آره، نمیر

472
00:24:31,470 --> 00:24:33,472
‫بسیار خب، همه چی اون
‫پایین آماده ست؟

473
00:24:33,572 --> 00:24:35,007
‫- هر موقع آماده ای
‫- بسیار خب، برو بریم

474
00:24:35,107 --> 00:24:36,843
‫لعنت

475
00:24:38,744 --> 00:24:40,548
‫برو

476
00:24:43,349 --> 00:24:46,223
‫اسکات

477
00:24:46,785 --> 00:24:48,320
‫اسکاتی

478
00:24:48,420 --> 00:24:51,066
‫موقعیتت کجاست؟ جیم جیم

479
00:24:51,423 --> 00:24:53,025
‫جیم. صدام و میشنوی؟

480
00:24:53,125 --> 00:24:56,595
‫جیم. جواب بده

481
00:24:56,695 --> 00:24:58,664
‫لعنت

482
00:24:58,764 --> 00:25:01,367
‫چطوره؟

483
00:25:01,467 --> 00:25:03,836
‫فکر کنم خوبه.
‫یکم استراحت نیاز داره.

484
00:25:03,936 --> 00:25:05,604
‫خب، تو چطور در مورد همه اینا
‫انقدر زیاد میدونی؟

485
00:25:05,704 --> 00:25:07,907
‫نامزدم، امیلی، پرستار بود

486
00:25:08,007 --> 00:25:10,009
‫فکر کنم تو این مدت یه چیزایی رو
‫یاد گرفتم

487
00:25:10,109 --> 00:25:12,044
‫چیز خوبی رو داشتی.

488
00:25:12,144 --> 00:25:14,713
‫خیلی خوب

489
00:25:14,813 --> 00:25:16,181
‫نمیدونم چقدر دیگه میتونم
‫غذای کنسرو شده گیر بیارم.

490
00:25:16,281 --> 00:25:17,516
‫بهتره نذاری جولی این و بشنوه.

491
00:25:17,616 --> 00:25:20,524
‫من هیچوقت چیزی نگفتم، اما...

492
00:25:21,820 --> 00:25:24,690
‫اجازه بده واقعا ازت تشکر کنم
‫بخاطر کاری که اون پشت انجام دادی.

493
00:25:24,790 --> 00:25:25,858
‫وقتی اون بهم حمله کرد
‫هوام و داشتی

494
00:25:25,958 --> 00:25:27,526
‫- توام بودی همین کار و میکردی.
‫- مطمئن نیستم که میکردم.

495
00:25:27,626 --> 00:25:30,396
‫من خیلی اون بیرون ترسیده بودم.

496
00:25:30,496 --> 00:25:32,598
‫ماهیچه هام کار نمیکرد.
‫خشکم زده بود.

497
00:25:32,698 --> 00:25:34,502
‫تو، بر خلاف من...

498
00:25:41,473 --> 00:25:43,108
‫تو کاری رو کردی که من نکردم.
‫منظورم اینه که واکنش نشون دادی.

499
00:25:43,208 --> 00:25:44,643
‫تو زندگیم رو نجات دادی.

500
00:25:44,743 --> 00:25:45,978
‫خب من میرم.

501
00:25:46,078 --> 00:25:47,621
‫روز طولانی بود از
‫" جست و جو به دنبال هیچ"

502
00:25:48,380 --> 00:25:50,716
‫شب بخیر؛ اسکات

503
00:25:50,816 --> 00:25:53,719
‫شب بخیر، رفیق

504
00:25:53,819 --> 00:25:56,989
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- خوش برگشتی.

505
00:25:57,089 --> 00:25:59,391
‫تو بدترین کابوس بودم.

506
00:25:59,491 --> 00:26:01,727
‫هیچ کابوسی نمیتونه بدتر از
‫وضعیتی باشه که الان توشیم.

507
00:26:01,827 --> 00:26:05,230
‫حالت چطوره؟

508
00:26:05,330 --> 00:26:09,234
‫خوبم. فکر کنم.

509
00:26:09,334 --> 00:26:11,170
‫باید بهمون میگفتی.الکس

510
00:26:11,270 --> 00:26:12,574
‫نگرانمون کردی.

511
00:26:14,206 --> 00:26:15,741
‫نگرانم کردی.

512
00:26:15,841 --> 00:26:18,010
‫متاسفم.

513
00:26:18,110 --> 00:26:20,679
‫خیالی نیست.

514
00:26:20,779 --> 00:26:23,050
‫اون خیلی خوش شانس بود که تو رو داشت.

515
00:26:23,749 --> 00:26:25,485
‫من خوش شانس بودم که اون و داشتم.

516
00:26:27,719 --> 00:26:32,061
‫- چیزی میخوای؟
‫- نه

517
00:26:32,958 --> 00:26:35,832
‫مطمئنی؟

518
00:26:37,429 --> 00:26:39,164
‫آره

519
00:26:39,264 --> 00:26:41,300
‫باشه پس، بخواب
‫نیاز به استراحت بیشتری داری.

520
00:26:41,400 --> 00:26:44,970
‫- موقع صبحانه دوباره حرف میزنیم. باشه؟
‫- باشه

521
00:26:45,070 --> 00:26:47,910
‫باشه

522
00:26:49,808 --> 00:26:52,611
‫جیم؟

523
00:26:52,711 --> 00:26:54,213
‫جولی، از اینجا برو بیرون.

524
00:26:54,313 --> 00:26:58,317
‫جیم، جیم، برو اکز رو بیار

525
00:26:58,417 --> 00:26:59,985
‫- برو! من پشتتم
‫- باشه!

526
00:27:00,085 --> 00:27:02,322
‫یه چیزی بگو

527
00:27:03,255 --> 00:27:05,724
‫یه چیزی بگو

528
00:27:05,824 --> 00:27:08,460
‫سلام

529
00:27:08,560 --> 00:27:11,397
‫خب، ظاهرا، کارخانه مواد شیمیایی
‫دلیل تمام این حوادث بود.

530
00:27:11,497 --> 00:27:13,832
‫یک خنک کننده در یکی از مخازن نگه داری
‫بد عمل کرده بود.

531
00:27:13,932 --> 00:27:17,569
‫مواد شیمیایی روی سیستم عصبی،
‫خیلی تهاجمی اثر گذاشت. اما این...

532
00:27:17,669 --> 00:27:21,442
‫اما به نظر نمیاد اثر یکسان
‫رو همه داشته باشه.

533
00:27:21,807 --> 00:27:24,810
‫از بازمانده ها این اطمینان رو پیدا کردم.

534
00:27:24,910 --> 00:27:27,454
‫اما، اونا نتونستن از خودشون
‫مدت زیادی دفاع کنن تا نجات پیدا کنن.

535
00:27:28,981 --> 00:27:31,821
‫وقتی و در جعبه آذوقه رو باز کردی
‫یک موج رادیویی جست و جو فعال شد.

536
00:27:32,017 --> 00:27:33,218
‫و یک هلی کوپتر پر از نیروی ارتش
‫به کار گرفته شدند.

537
00:27:33,318 --> 00:27:35,293
‫اگر شجاعت تو نبود،
‫ممکن بود هرگز پیدات نمیکردیم.

538
00:27:40,993 --> 00:27:43,162
‫ما، کلی تست و
‫آزمایش خون ازت گرفتیم

539
00:27:43,262 --> 00:27:45,497
‫و ما دلیلی برای اینکه تو و بقیه رو
‫قرنطینه کنیم پیدا نکردیم.

540
00:27:45,597 --> 00:27:47,733
‫من واقعا به خاطر
‫رفتار سربازا متاسفم.

541
00:27:47,833 --> 00:27:50,479
‫ما هر کاری که لازم باشه
‫انجام میدیم تا بتونیم تو رو برگردونیم.

542
00:27:51,103 --> 00:27:53,605
‫سوالی داری؟

543
00:27:53,705 --> 00:27:56,175
‫دوستام کجان؟

544
00:27:56,275 --> 00:27:57,242
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMedia.TVُ